متن زندگینامه از سایت حوزه بدون دخل و تصرف برداشت شده است.

آیت الله سید عباس مهری
نام های دیگر: آیت الله سید عباس مهری - سید عباس حسینی
موطن: جنوب استان فارس
نام پدر: سید حسن
تاریخ وفات: ۱۳۶۶ شمسی
----------------------------------------------------------
نماینده امام و امام جمعه کویت
ولادت: دوران کودکی
آیتالله مهری در سال1333 هجری قمری در شهر «مهر» واقع در جنوب استان فارس، در خانوادهای روحانی از سلاله رسول الله(ص) قدم به عرصه وجود گذاشت. او را عباس نامیدند.
هنوز دوازده سال از عمر مبارکش نگذشته بود که سایه پر مهر پدر از او گرفته شد و برای همیشه از دیدار پدر محروم گردید. پس از آن تحت تکفل برادر ارجمندش سید هاشم مهری قرار گرفت. او به راستی چون پدری مهربان و دلسوز به تعلیم و تربیت او پرداخت و با اینکه سالهای سخت تنگدستی را میگذراندند از همین رو بود که ایشان همیشه از برادرش به خیر و خوبی یاد میکرد و میگفت: « من نمیتوانم آن همه محبت و مهربانی را پاسخگو باشم.» (1)
نوشی از جام نور
ایشان پس از گذراندن دوره مقدمات در زادگاهش مهر برای تحصیل علوم و معارف دینی و استفاده از انوار قدسی بارگاه ملکوتی جد بزرگوارش راهی نجف اشرف گردید. خود میگوید: «به قدری درسهایم فشرده بود که بعضی از روزها سه درس میگرفتم و دو درس میدادم و سه درس را نیز به مباحثه میگذراندم، غذایم معمولا نان و ماست و هندوانه بود.» (2)
وی با آنکه مدت زیادی نتوانست در نجف اشرف بماند و به درخواست جمعی از مؤمنان برای امر تبلیغ به کویت عزیمت کرد منتهی در همین مدت کم توانستبا جدیت تمام مدارج علمی را پشتسر بگذارد و از محضر اساتید بزرگواری همچون آیتالله سید محمود شاهرودی(ره)، آیتالله سید محمدباقر محلاتی(ره) و آیتالله سید محمدتقی بحرالعلوم(ره) بهره کافی ببرد. (3)
هجرت به کویت
در نجف اشرف، پس از چند سال درس و بحث فشرده، مردم مسلمان کویتبا اصرار و تقاضای فراوان از برخی عالمان آن زمان، از ایشان میخواهند که برای راهنمایی وارث آنها به کویتبروند. (4) خود در این باره میگوید: وقتی به کویت آمدم، مردم حتی نمیتوانستند درست وضو یا تیمم بگیرند و از مسائل شرعی خود بیخبر بودند. (5) استاد عالیقدر حضرت آیتالله وحید خراسانی که بهترین گواه بر زحمات و فعالیتهای آقای مهری میباشد چنین تعبیر آوردهاند: «مرحوم آقای مهری احیای موات کردند.» (6)
فعالیتهای علمی اجتماعی در کویت
آن بزرگوار افزون بر انجام تکلیف نسبتبه اسلام و مسلمین که به بهترین وجه ادا میشد به تدریس علوم دینی میپرداخت و از همه اقشار مردم میخواست که اوقات فراعت را به درس و بحثبپردازند و عمر خود را بیهوده صرف نکنند و خود مجالس درس را اداره میکرد. همه شب پس از اداء نماز جماعت در مسجد شعبان - که اکنون به صورت بارزترین پایگاه انقلاب اسلامی در کویت درآمده است - به منبر میرفت و پس از گفتن چند مساله به موعظه میپرداخت و مشکلات اجتماعی مردم را گوشزد مینمود و هر چند برای مردم آن زمان، باورکردنی نبود که فردی روحانی پیرامون مسائل سیاسی با مردم سخن گوید، او از گفتن آنها باکی نداشت و اوضاع جهان اسلام را تا آنجا که برایش ممکن بود بیان میکرد و مردم را از عطر استعمار و استعمارزدگی برحذر میداشت. (7)
مبارزات سیاسی
آنچه بیشتر از هر خصوصیت دیگر، آیتالله مهری را ممتاز کرده بود، روحیه ظلمستیزی و مبارزه همیشگی او بر ضد ستم در شکلهای گوناگون بود. در این باره میفرمود: «هنوز بالغ نبودم و عمرم از سیزده سال تجاوز نکرده بود ولی سبتبه شاه احساس دیگری - جدای از مردم آن زمان - داشتم. من او را ظالم و غاصب حق میدانستم و از اینکه برخی از روحانیون از او تجلیل میکردند سخت منزجر میشدم.
من معتقد بودم باید قدرت در دست مرجع تقلید باشد و اگر کسی را او تعیین کند واجب الاطاعه است و الا فلا (8)
ناگفته نماند که همواره ظلمستیزی وی مشکلات زیادی برایش به وجود میآورد. خود در این باره طی مصاحبهای میگوید: «بنده قبل از اینکه به نجف بروم و سپس در کویت اقامت گزینم، در ایران حبس رفتم، شکنجه شدم، پای برهنه مرا در پشت اسبها دواندند و برادرم نیز در این مصائب با من شریک بود. ما هرگز ساکت نبودهایم و فکر کردیم وقتی به کویت میرویم، آقایان مراجع پشتیبان ما خواهند بود و با حمایت آنان بنده میتوانم علیه ظلم مبارزه کنم. ولی هیچ کس در آن زمان حاضر نشد علیه ظلم حرفی بزند تا اینکه آقای خمینی، این بزرگوار سر بلند کرد و از ابتدایی که امام شروع به مبارزه علیه ظلم نمود امیدی خاص در من حاصل شد، زیرا یک راهنما و پیشوا پیدا شده بود، پس میتوانستیم به احکام و نظریات این بزرگوار عمل کنیم.» (9)
درخواست از علما برای قیام علیه طاغوت
در آغاز نهضت تلگراف شدید لحنی به مراجع وقت در نجف اشرف و قم مخابره کرد و آنان را به قیام دعوت نمود. در آن تلگراف چنین آمده است: «مصیبتهایی که این روزها بر سر مسلمین در ایران فرود میآید دل هر آزادهای را آزرده ساخته است و سکوت شما در برابر این فجایع، بر این درد افزوده است. ما منتظر اقدام سریع شما برای تسکین دردها و جلب رضایتحضرت ولی عصر - عجل الله فرجه - میباشیم.»
سه نفر از مراجع وقت نجف آیتالله حکیم(ره)، آیتالله شاهرودی(ره) و آیتالله خوئی(ره) پاسخهایی دادند و ایشان دستور داد همان پاسخها را تکثیر و در دسترس عموم مردم قرار دادند و به همین پاسخ برای تایید نهضت اکتفا کرد و میفرمود: «ما در حد توانمان به قیام دست زدیم، ما مردم را هدایت میکردیم تا کمک به ظلم و جور نکنند و با اشخاصی که علیه دین اسلام قدم برمیداشتند، همقدم نشوند. در آن زمان حضرت امام به همه نمایندههایشان دستور داده بودند که به اینگونه مسائل توجه گردد و بنده یکی از نمایندگان ایشان بودم که به این امر عمل نمودم. حتی از دیگران نیز درخواست و دعوت کردم تا همزبان با ما، در دیگر بلاد اسلامی، جلو ظلم ظالمین بگیرند و در این خصوص بعضی از آقایان متاسفانه با بنده همزبان نشدند و بعضیها نیز بنده را سرزنش و توبیخ مینمودند که چرا علیه حکومتشاه بپا خاستهام. و بنده تمام جوانب را تحمل نمودم و به اعمال و رفتار آن آقایان نیز اعتنا نکردیم و مطالبمان را هر چه بود بر زبان آوردیم ...»
کانون اندیشهها
منزل آیتالله مهری در دوران نهضت همواره کانون اندیشههای انقلابیون و مبارزان مسلمان بویژه روحانیون بود و در آنجا جلسات زیادی پیرامون شیوههای مبارزه از سوی مبارزانی همچون شهید آیتالله سعیدی، آیتالله خزعلی و شهید حجتالاسلام محمد منتظری و سایر عزیزان پیرو خط امام از ابتدا شروع نهضت تا پیروزی انقلاب برپا میشد و برای پیشبرد نهضت در داخل و خارج کشور، تبادل نظر صورت میگرفت و آن بزرگوار واسطهای بین حضرت امام در نجف اشرف و پیروان و ادامهدهندگان راهشان در ایران، اروپا، آمریکا و سایر کشورها بود.
او در این راه نه تنها از مال دنیا و جان خود و فرزندانش مایه میگذاشت که از عزت و آبروی خویش نیز میگذشت و در راه مرادش از هیچ کوششی فروگذاری نمیکرد به گونهای که منزل ایشان خانه دوم امام شده بود و انقلابیون به طور دائم از آن خانه به نشر انقلاب اسلامی و فرامین امام میپرداختند. به طور مثال همه کتابهای امام و اعلامیهها و فتاوی ایشان در کویتبا همت و نظارت مستقیم ایشان چاپ و نشر و به طور رایگان در اختیار مردم مسلمان مخصوصا ملت ایران قرار میگرفت. (10)
یک خاطره
آن روز یکی از مراجع میخواستبه کویتبیاید تا از آنجا به مکه مشرف شود. چون در اتاق پذیرایی آقا فقط عکس حضرت امام بود، به او عرض کردیم یا موقتا این عکس را برداریم یا اجازه دهید چند روزی عکس آن آقا را نیز در اینجا نصب کنیم! ایشان با ناراحتی پاسخ داد: «مگر من عکسپرست هستم یا با عکس میخواهم خودشیرینی کنم؟ عکس امام برای من یک شعار است من با نصب کردن این عکس، راه و روش خود را به مردم نشان میدهم و میخواهم از راه امام تبلیغ کنم و گرنه خوب بود عکس دهها مرجع تقلید، که طی چندین سال همه با من ارتباط داشتند و بدون درخواست من، مرا نماینده خویش در کویت قرار داده بودند، بر در و دیوار بیرونی من نصب باشد!
مرید و مراد
همان گونه که مهری امام را خوب درک کرده و به او عشق میورزید امام نیز در مقابل به او محبت و علاقه خاصی داشت.
وقتی که امام از عراق به طرف کویت هجرت کرد و با همراهان قصد منزل ایشان را داشت. خفاشان زمان به محض شناخت امام وحشتزده از ورود امام به کویت ممانعت کردند. آقای مهری میخواستبا رئیس آنها صحبت کند تا شاید در قلب سخت آنها اثر کند، امام فرمود: «ابدا! حیف نیست وجه خود را پیش این ناکس بفروشی؟! ما برمیگردیم، ما با خدا هستیم.» (12)
امام که ناراحتی آقای مهری را میدانستبعد از برگشتبه عراق و هجرت به فرانسه به محض رسیدن به آقای فردوسیپور امر کرده بود که: «به فلانی یک تلفن بکنید که او خیلی ناراحت است.» ایشان هم امتثال امر کرده و برای رفع ناراحتی ایشان به کویت تلفن زده بودند. آری امام نیز مرید خود را خوب شناخته بود.
انتصاب به امامت جمعه
پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و به بار نشستن آرزوی دیرینه امام و یاران باوفایش برای ارتقای رشد فکری جامعه اسلامی و بیداری هر چه بیشتر مسلمانان جهان و صدور انقلاب و جامه عمل پوشاندن به یکی از آرزوهای شیعیان کویتیعنی برپایی نماز دشمنشکن عبادی، سیاسی جمعه حضرت امام(رض) حضرت آیتالله مهری را طی حکمی در مورخه 2/7/58 به امامت جمعه در کشور کویت منصوب کردند. (14) ولکن با تبعید ایشان از طرف حکام کویت همراه با تمامی اعضای خانواده به ایران اسلامی نماز جمعه در این کشور برگزار نگردید.
مبارزه بزرگ
یکی از روزهای بیماری، سائلی وارد شد، ما اعتنایی چندان نکردیم ولی او با آن حال بد، از جا برخاست و مانند دیگران به او احترام کرد. پس از رفتن با ناراحتی به او عرض کردم: «شما با این کار خودتان را اذیت میکنید. تازه او کسی نبود که این قدر برایش احترام قائل شوید!»با نگرانی به من پاسخ داد: «تو از کجا علم داری که مقام من نزد خدا، از او بالاتر باشد؟! »
برخی از ویژگیهای اخلاقی
همیشه با وضو بود و به مستحبات با دقت عمل میکرد و از مکروهات مانند حرامها گریزان بود. نماز را با طمانینه کامل و مستحبات و تعقیبات انجام میداد و مقید بود که هرگز نوافل را ترک نکند. دو ساعت قبل از طلوع فجر از خواب بیدار و مشغول نماز شب و تهجد و دعا خواندن و استغفار میشد، وهیچ گاه نماز شبش ترک نمیشد. شبها قبل از خواب، درست در همان لحظهای که همه اهل منزل به خواب رفته بودند، زیر آسمان میرفت و دستها را به آسمان بلند میکرد و با گریه و زاری استغفار مینمود.
- هرگز سؤالکننده را محروم نمیکرد، حتی اگر به مقداری غذا یا لباس باشد. اگر روزی لباس نو یا عمامه نویی میپوشید و کسی از آن لباس تعریف میکرد فوری آن را به او میبخشید و خودش به لباس کهنه اکتفا میکرد. گاهی که همسرشان به ایشان اعتراض میکرد که چرا نمیتوانی لباس نو را لااقل برای چند ماه نگاه داری، با لبخند میگفت: «مگر آن لباسها چه عیبی دارد؟»- با اینکه خود سید بود نسبتبه سادات احترام شدید و تجلیل کامل مینمود.
- بسیار مهمانواز بود و حتی اگر بعضی از روزها مهمان نداشتیک نفر از مسجدیان را با خود میآورد تا بیمهمان غذا نخورد.
- علاقه عجیبی به اهل بیت - علیهم السلام - داشت. هرگاه نام مبارک امام حسین(ع) را میشنید بیاختیار اشکش جاری میشد و روزهای عاشورا مانند کسی که تازه پدرش را از دست داده، با صدای بلند گریه میکرد تا جایی که بیحال میشد. از اینرو همه ساله دو ماه محرم و صفر و هر شب دوشنبه در منزلش جلسه روضه و عزاداری برقرار بود و بعد از اینکه به ایران تبعید شدند در طول نه سال زندگی در ایران صبحهای جمعه همان مجلس، با شکوه تمام برگزار میشد. در مراسم مولود یا اعیاد اسلامی ضمن برقراری مجالس جشن و سرور، با شیرینی و شربت و گاهی با پول از حاضرین پذیرایی میکرد.
- کارهای منزل را تا حد توان خودش انجام میداد حتی بعضی از کارهای بنایی خانه. و با این کارش به فرزندانش میفهماند که نباید در همه کارها به دیگران متکی بود.
- از اسراف و زیادهروی خیلی متنفر بود. و اگر میدید چراغی بدون سبب در اتاقی روشن مانده استبا صبانیتبازخواست میکرد و این کار را نکوهش مینمود.
با اینکه انواع کاغذها و دفترها در منزل یافت میشد از یک کاغذ پاره هم استفاده میکرد، و کمتر روزی بود که در مذمت اسراف با افراد خانواده سخن نگوید.
- از افراد سخنچین بیش از همه کس متنفر بود و کمتر سخنرانی داشت که در آن نمام را نکوهش نکند.
- در روحیهاش ذرهای خودخواهی یافت نمیشد و برای اینکه با این روحیه مبارزه کند ریاضتهای عجیبی داشت. گاهی در گاری سهچرخه سوار میشود و به مسجد میرفت. محال بود بر کسی بگذرد و به او سلام نکند، حتی اگر بچه خردسالی بود. در مجلسی که وارد میشد، هر جا که خالی بود مینشست و هیچ گاه مقید نبود که در صدر مجلس یا اطراف آن بنشیند. اگر در بحثبا بعضی از روحانیون، احساس میکرد طرف از ادامه بحثیا پاسخ به سؤال درمانده شده است، فوری بحث را عوض میکرد و نمیگذاشتحاضران متوجه ضعف طرف مقابل شوند.
- همیشه در کارهای اساسی با دیگران مشورت میکرد و برای اینکه به فرزندانش احترام بگذارد - چه در جمع و چه خصوصی - با آنها به مشورت میپرداخت و اگر رای آنها مورد قبول قرار نمیگرفتبا استدلال آنها را قانع مینمود.
- همیشه در پی استدلال و برهان بود لذا به فرزندانش توصیه میفرمود: «شما فکر نکنید که چون پدر و مادرتان شیعهاند، باید شیعه باشید. بروید کتاب بخوانید، مطالعه کنید و خودتان با دلیل و برهان، حق را دریابید ... .
- به مظاهر اسلامی خیلی اهمیت میداد. حتی در لباس، مسکن و غذا، مسائل اسلامی را رعایت مینمود.
برخی از فعالیتهای اجتماعی
- ایشان در امر بازسازی و تجدید بنای مدارس علمیه از جمله مدرسه قزوینی و مدرسه بخارایی در نجف اشرف سعی و تلاش فراوان کرد.
- برای شیعیان ساکن در منطقه خلیج فارس (از جمله کویت، بحرین، قطر و امارات عربی متحده) مساجدی را تاسیس کرد و تاسیس و تعمیر مساجد زیادی در گوشه و کنار ایران اسلامی را بر عهده گرفت.
- در کویت اولین مدرسه دخترانه به نام «مدرسه جعفری» برای دوران ابتدایی تا دبیرستان به همت عالی او تاسیس شد.
- جذب مبلغان از حوزههای علمیه نجفاشرف و قم و مشهد برای تبلیغ در مناطق کویت و سایر کشورهای حوزه خلیج فارس از دیگر تلاشهای آیت اخلاص آیتالله مهری بود که این امر تا قبل از رحلت ایشان نیز ادامه داشت.
- چاپ و نشر و ترجمه کتب امام و غیر آن در سطح بسیار وسیع و توزیع رایگان در میان مردم.
- تشکیل جلسات شورای فقهی و سیاسی با روحانییان مقیم کویتبه منظور حل معضلات و مشکلات، از فعالیتهای ارزشمند او محسوب میشود.
- بسیج عدهای از اهالی منطقه فارس و شهرستان لامرد، (15) برای توزیع مواد غذایی مورد نیاز مردم در زمان قحطی پس از جنگ جهانی دوم.
- تاسیس و راهاندازی اولین درمانگاه در شهرستان لامرد.
- تاسیس بیمارستان و زایشگاه مجهز و گسترده در شهر مهر.
- رهبری مدبرانه نهضت اسلامی ملت کویت پس از اخراج از کویت و حمایتحرکتهای اسلامی و انقلابی جوانان مسلمان.
- کمکهای مستمر به مراکز مذهبی، فرهنگی (مدارس، مساجد و حسینیهها) در قم و سایر نقاط.
- بازسازی مراکز خدماتی (آبانبارها، راهها و ...) در ایران.
- تاسیس «بنیاد معارف اسلامی قم» به منظور تحقیق و تدوین تاریخ جامعی برای تشیع از آغاز تاکنون، که این یکی از ارزندهترین آثار جاودانه آن بزرگمرد است.
سفر به کوی دولت
سرانجام پس از عمری کوشش، مبارزه و تلاش همهجانبه و نیل به اهداف عالیش که رفع ظلم و ستمشاهی و استقرار نظام عدل الهی بود در جوار معشوق واقعیش که همه دوران زندگی را بر آستانش چهره ساییده بود آرمید. آیتالله حاج سید عباس مهری پس از 75 سال زندگی پرخیر در تاریخ26/11/1366 ه .ش در تهران، ستاره درخشان وجودش از آسمان علم و فضیلتبر خاک فرو غلتید و در جوار حضرت فاطمه معصومه(س) در خاک نهان شد و تمام خویشان و دوستان و ارادتمندان را به سوگ نشانید. (16)
در سنگر قلم
مرحوم آیتالله مهری با همه اشتغالات سیاسی و اجتماعی در بیان معارف اسلامی و دفاع از کیان اسلام و تشیع نیز غافل نماند و در این زمینه آثاری به یادماندنی از خویش به جای گذاشت که برخی از آن آثار چاپ شده بدین قرار است:
1 - شعاع من التاریخ
این کتاب ارزشمند در پاسخ به هتاکیهای ابراهیم جبهان در مجله «رایة الاسلام» چاپ ریاض به مذهب تشیع و ائمه اطهار - علیهم السلام - در سال (1381ه / 1961م) به رشته تحریر درآورده است.
مرحوم مهری علاوه بر مبارزه عملی با این فرد که منجر به تبعید شبانه وی از سوی دولت کویتبه عربستان سعودی گردید به مبارزه علمی نیز با وی پرداخته و در ضمن کتابی به گفتههای سرا پا کذب وی پاسخ گفت. این کتاب را به موجب نامساعد بودن جو سیاسی آن زمان کویتبه نام برادر ارجمندشان عالم فاضل سید هاشم مهری به طبع رساندهاند و اکنون در کتابخانه مرحوم آیتالله نجفی به شماره 7530 ردیف 5 و قفسه23 موجود میباشد.
2 - شعاع من سیرتنا و سنتنا «سیرة نبینا و سنته»
این کتاب اگر چه در بعضی از نوشتهها از جمله آثار قلمی مرحوم آقای مهری شمرده شده است ولی از مقدمه کتاب چنین استفاده میگردد که شخصی از ایشان در موضوع صحتسجده بر خاک مطالبی طلب میکند و ایشان پس از پاسخ به خواسته ایشان به پیشنهاد یکی از مؤمنان اهل اطلاع به سخنرانی علامه امینی پیرامون موضوع «سجده و آنچه سجده بر آن صحیح است» که در سال (1384ه) در سوریه ایراد فرمودهاند دست مییابد و با تمام خلوص به جای چاپ مقاله خود به انتشار سخنرانی علامه امینی مبادرت میورزند. این کتاب به شماره 54478 در کتابخانه عمومی مرحوم آیتالله نجفی موجود میباشد.
پاورقی:
1- با استفاده از یادداشتهای فرزند ارجمندشان سید محمد جواد مهری.
2- برای آشنایی بیشتر با حیات علامه بحرانی به کتابهای زیر مراجعه فرمایید:
علامه بحرینی، سید محمد براتی، العلامه السید هاشم البحرانی، فارسی تبریزیان، علامه بحرانی آیینه ابرار، تألیف نگارنده.
3- برای آشنایی بیشتر با این شهر و عالمان آن میتونید به کتاب سیمای مهر تألیف نگارنده مراجعه نمایید.
4- با استفاده از یادداشتهای فرزند ارجمندشان.
5- خلاصه زندگی نامه آیت الله مهری، ص2.
6- شایان ذکر است که در آن زمان هنوز نفت در کویت کشف نشده بود و مردم با سادگی، زندگی متواضعانهای میگذراندند.
7- با استفاده از یادداشتهای فرزند ارجمندشان.
8- کنایه از اینکه کویت مانند یک زمین مردهای بود که وی با زحمات خویش آن را زنده و آباد کرد.
9- با استفاده از یادداشتهای فرزند ارجمندشان.
10-
11- با استفاده از یادداشتهای فرزند ارجمندشان.
12- روزنامه ابرار 1366/3/31.
13- با استفاده از یادداشتهای فرزند ارجمندشان.
14- خلاصهای از زندگینامه آیت الله سید عباس مهری، ص3.
15- با استفاده از خلاصه زندگی نامه آیت الله مهری، ص3 و 4.
16- از خاطرات فرزند ارجمندشان سید محمد جواد مهری.
17- سرگذشتهای ویژه از زندگی حضرت امام، ج6، ص157 و 158.
18- با استفاده از یادداشتهای فرزند ارجمندشان.
19- سرگذشتهای ویژه از زندگی حضرت امام، ج6، ص164 و 165.
20- همان.
21- صحیفه نور، ج9، ص197.
22- خلاصه زندگینامه آیت الله مهری، ص4.
23- مائده/ آیه 54.
24- با استفاده از یادداشتهای فرزند ارجمندشان.
25- فتح/ آیه 29.
26- از شهرهای جنوبی استان فارس میباشد.
27- از آیت الله مهری 11 فرزند (7 پسر و 4 دختر) به یادگار ماند.
1- حجة الاسلام و المسلمین حاج سید محمد مهری.
2- حجة الاسلام و المسلمین حاج سید مرتضی مهری، از محققان و اساتید حوزه علمیه قم.
3- جناب آقای سید احمد مهری.
4- جناب آقای سید علی اصغر مهری.
5- دانشمند محترم جناب آقای سید محمد جواد مهری.
6- سید محسن مهری.
7- سید محمد رضا مهری.
ادامه مطلب